تبلیغات
محض خنـــــــــده - مادر و دختر
 
محض خنـــــــــده
سه شنبه 1 تیر 1395 :: سیدمرتضی قاضوی
داشتیم تو پاساژ دور می زدیم
دیدیم مادر دختره چنان با مشت زد تو کمرش
دختره با پشتک و وارو از پله ها افتاد
و با دماغ کف آسفالت کشیده شد
بلند شد به مادره گفت
چرا می زنی؟
مادره گفت صد بار بهت گفتم قوز نکن



نوع مطلب : مادر و دختر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 12 تیر 1395 12:46 ق.ظ


خدا به خیر کنه !!!
سیدمرتضی قاضوی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





مدیر وبلاگ : سیدمرتضی قاضوی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :